آیا تا به حال فکر کردهاید چرا بعضی محتواها به سرعت در شبکههای اجتماعی پخش میشوند و بعضی دیگر بیصدا از بین میروند؟ پاسخ را میتوان در ترکیب خلاقیت، سرگرمی و روایت درست پیدا کرد. امروز برندها بیش از هر زمان دیگری یاد گرفتهاند که برای دیده شدن باید از همان زبان مخاطب استفاده کنند: زبانی ساده، فان و قابل اشتراکگذاری.
نتفلیکس و طوفان میمها
یکی از بهترین نمونههای این رویکرد، نتفلیکس است. این برند با استفاده از میمها و کلیپهای کوتاه برگرفته از سریالهای محبوبی مثل Stranger Things توانست موجی عظیم در شبکههای اجتماعی ایجاد کند. فقط یک میم از شخصیت «Eleven» میلیونها بار بازنشر شد و به نقطهای برای گفتوگوی جهانی تبدیل گردید. اما سؤال اینجاست: چرا چنین محتوایی اینقدر سریع پخش شد؟
سرگرمی بهعنوان موتور محتوا
طبق نظریه سرگرمی–اطلاعرسانی (Infotainment)، زمانی که پیام در قالبی سرگرمکننده ارائه شود، پنج برابر سریعتر از یک پیام خشک و مستقیم انتشار پیدا میکند. مخاطب نه تنها محتوا را مصرف میکند، بلکه از آن لذت میبرد و تمایل دارد آن را با دیگران به اشتراک بگذارد. این همان جایی است که «اطلاعرسانی» با «سرگرمی» ادغام شده و یک مدل قدرتمند بازاریابی را شکل میدهد.
وقتی کاربران سفیر برند میشوند
نظریه دیگری که این پدیده را توضیح میدهد، بازاریابی ویروسی است. بر اساس این نظریه، کاربران زمانی که با محتوایی فان، ساده و قابل اشتراکگذاری روبهرو میشوند، خودشان داوطلبانه نقش تبلیغکننده برند را ایفا میکنند. این یعنی بدون هزینههای کلان تبلیغاتی، برند میتواند صدایش را به میلیونها نفر برساند. همانطور که میمهای نتفلیکس نشان دادند، یک تصویر یا ویدیوی کوتاه میتواند به تنهایی به کمپینی جهانی تبدیل شود.
چرا میمها چنین قدرتی دارند؟
-
سادگی: همه میتوانند مفهوم آن را در چند ثانیه درک کنند.
-
سرگرمی: خنده و فان، سد مقاومت مخاطب را میشکند.
-
ارتباط: میمها اغلب به احساسات یا تجربههای مشترک انسانها اشاره دارند.
-
بازنشر آسان: یک تصویر کوچک میتواند در واتساپ، توییتر، اینستاگرام و تیکتاک بارها و بارها دستبهدست شود.
آیا این ویژگیها همان چیزی نیست که برندها همیشه به دنبال آن بودهاند؟
درس بزرگ برای برندها
نتفلیکس ثابت کرد که تولید محتوا دیگر فقط ساخت یک فیلم یا سریال نیست، بلکه باید بستری برای خلق گفتوگو و تعامل همزمان باشد. برندها اگر میخواهند در ذهن مخاطب ماندگار شوند، باید از خودشان بپرسند:
-
آیا محتوای من قابل بازنشر است؟
-
آیا به اندازه کافی سرگرمکننده است که مخاطب بخواهد آن را با دوستانش به اشتراک بگذارد؟
-
آیا پیام من ساده و همهفهم است؟
جمعبندی
نتفلیکس با میمها و کلیپهای کوتاهش نشان داد که بازاریابی در عصر دیجیتال دیگر بر پایه تبلیغات یکطرفه نیست، بلکه بر پایه مشارکت و سرگرمی ساخته میشود. طبق نظریههای رسانهای، هر پیامی که سرگرمکننده و قابل اشتراک باشد، شانس چندبرابری برای وایرال شدن دارد. پس راز موفقیت در تولید محتوا این است: ساده، فان و قابل اشتراک بسازید تا مخاطبان شما به سفیران برندتان تبدیل شوند.







