در سالهای اخیر، بسیاری از برندهای ایرانی تلاش کردهاند فاصله میان کسبوکار و مخاطب را کم کنند، اما کمتر کمپینی توانسته به اندازهی «۱۰٬۰۰۰ رأی» لمیز مشارکت، هیجان و حس مالکیت واقعی ایجاد کند. این کمپین نهفقط یک رأیگیری ساده برای انتخاب موقعیت شعبه جدید، بلکه یک درس مهم در برندینگ مشارکتی بود؛ مدلی که نشان میدهد چگونه یک برند میتواند تصمیمسازی را از انحصار مدیران خارج کند و به دست جامعهی مخاطبان بسپارد.
کمپین ۱۰٬۰۰۰ رأی از ۲۲ مهر تا ۳ آبان ۱۴۰۴ برگزار شد و مخاطبان باید از میان چهار شهر تبریز، مشهد، رشت و شیراز یکی را برای افتتاح شعبه بعدی انتخاب میکردند. قانون ساده بود:
از میان ۱۰٬۰۰۰ رأی، هر شهری که ۵٬۰۰۰ رأی را زودتر به دست بیاورد، برنده است.
این ساختار شفاف و قابلفهم، باعث شد کمپین بهجای پیچیدگیهای مرسوم، به شکل یک بازی مردمی و رقابتی میان چهار شهر دیده شود؛ رقابتی که در نهایت با رأی مخاطبان، مشهد را بهعنوان مقصد بعدی لمیز انتخاب کرد.
اما آنچه این کمپین را متفاوت میکرد، شیوه روایت و محتوای آن بود. لمیز اعلام کرد که برای این کمپین بیش از ۸۰۰ خروجی AI تولید شده است؛ تصاویری که با الهام از بافت فرهنگی و نشانههای بصری هر شهر طراحی شده بود. این یک حرکت هوشمندانه بود: نهتنها جلوه بصری جذابی خلق شد، بلکه مخاطبان در فاز تیزینگ دعوت شدند که حدس بزنند هر تصویر متعلق به کدام شهر است. نتیجه؟ افزایش درگیری مخاطب، گفتگو، اشتراکگذاری و حتی بحثهای محلی درباره شانس هر شهر.
استفاده از هوش مصنوعی در این کمپین، صرفاً یک ابزار برای زیبایی نبود؛ بلکه نشاندهندهی شناخت عمیق لمیز از مسیر تحول محتوای دیجیتال بود. برند با این کار ثابت کرد که میتواند روایتگری مدرن را با ریشههای فرهنگی ترکیب کند؛ ترکیبی که در بسیاری از کمپینها دیده نمیشود.
نکته مهم دیگر، معماری رسانهای کمپین بود. اطلاعرسانی از طریق صفحه اینستاگرام لمیز، همکاری با اینفلوئنسرها و پوشش در کانالهای تلگرامی باعث شد کمپین از یک «خبر محلی» فراتر برود و به یک «بازی ملی» تبدیل شود. این همان جایی است که مفهوم Brand Community Activation یا «فعالسازی جامعه برند» معنا پیدا میکند: برند فقط حرف نمیزند؛ مردم را وارد عمل میکند.
اما چرا کمپین ۱۰٬۰۰۰ رأی موفق شد؟
دلایل اصلی را میتوان در سه محور خلاصه کرد:
۱. تصمیمسازی شفاف و عمومی
مخاطب وقتی احساس کند در نتیجه یک تصمیم تأثیر دارد، وفاداریاش چند برابر میشود. لمیز این حس را واقعی کرد.
۲. روایت بصری قدرتمند با استفاده از AI
محتوای بصری نهتنها جذاب بود، بلکه حس تعلق شهری را تحریک میکرد؛ عاملی که باعث تقویت مشارکت شد.
۳. ترکیب استراتژیک رسانهها
از اینستاگرام تا تلگرام و همکاری با اینفلوئنسرها؛ کمپین یک ساختار چندکاناله داشت و همین باعث وایرالشدن آن شد.
کمپین ۱۰٬۰۰۰ رأی نشان میدهد که برندها در ایران میتوانند فراتر از تبلیغات مستقیم حرکت کنند و مردم را وارد تصمیمگیری واقعی کنند. این دقیقاً همان نقطهای است که یک برند از «فروشنده» به «هویت» تبدیل میشود.







